الشيخ محمد علي الگرامي القمي

38

مرزها (فارسى)

« اين سيدكاشى ناشى ، از حق متحاشى ، يا در متن كفر است يا در حواشى » الاحقر . . . تا بالاخره مرحوم كنى در تهران از حقيقت امر مطلع شده دخالت نموده سيد را نجات داد . تبليغات مذهب وقتى از حدود طبيعى خارج شده دست اجانب دخالت نمود چه خون‌ها ريخته و چه آبروها كه بر باد مىرود . و تنهارهبر الهى با قدرت عقل و احساس وتسلط الهى خود ، مىتواند اعتدال را حفظ كند . رهبر غير الهى كه احساس مذهبى مردم را نمىتواند ارضا كند ، قدرت جلوگيرى احساسات افراطى را ندارد زيرا ملت نسبت به او اطمينان مذهبى ندارند ، و يا چون احتمال اشتباه مىدهند احساسات مذهبيشان خاموش نمىشود ، و رهبر هم نمىتواند احساسات ملت رادر دست بگيرد و در نتيجه هرج و مرج مىشود . هر احساسى محكوم احساسى برتر از گونه خويش است مثلًا احساس مذهب را نمىتوان با قدرت زور كنترل نمود بلكه بايد با احساس مذهبى برتر به دست گرفت و اين گاهى با احساس كاذب و تظاهر عملى مىشود و گاهى با احساس عميق و صحيح برترى ، كه ملت نسبت به رهبر الهى دارند . مرحوم شيخ هادى تهرانى قده در جلسه‌اى ، جمله‌اى اهانت آمير نسبت به مقام علمى مرحوم شيخ مرتضى انصارى رضوان الله عليه گفت . يكى از متدينين كه نسبت به مقام شيخ ارادت خاصى داشته از حال طبيعى خارج شده در حالت عصبانيت فرمان داد : استكان آقاى تهرانى را تطهير كنيد يعنى ايشان مرتد شده نجس است ! و همين عنوان دو صفحه تاريخ باقى ماند : « آقا شيخ هادى مكفر »